خرید بک لینک
خیلی چیزارو باید تنهایی تجربه کنی مثل حداقل یکبار سفر تو زندگیت! باید که چمدونتو ببندی سوار هواپیما،قطار،ماشین،یا هر چیز دیگه ای که تورو به مقصدت برسونه، بشی و بری...تنها بودن با خودت باعث میشه صدای قلبتو بشنوی، قدرتمند و متکی به خودت باشی!بفهمی بستنی خوردن تنهاییشم حال میده!نشستن تو کافه،تو جای غریب هم جالبه! کنار دریا قدم زدن تنها با خودت،آرومت میکنه! موزیک گوش دادن تو هتل، یا یک اقامتگاه محلی خوشگل با یک لیوان چایی بین دستات ذهنتو خالی میکنه!تو جمع خیلی خوبه ها، ولی بعضی تنهایی هارو باید تجربه کرد.چون مزه ش با همه ی مزه ها فرق داره و حیفه که به تو نرسه.. + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 20:38 توسط sahar  | 

برچسب: نویسنده: آرمان رحیمی تاريخ: شنبه 31 ارديبهشت 1401 ساعت: 23:45

❤️حال خودت رو خوب کن...هر آدمی در وجودش یک مادربزرگ دارد که به وقت دلتنگی می تواند به کمکش بیاید. مادربزرگی که سماور را جوش می کند، چای دارچین و هل دم می کند قوری و قندان میبدی اش را می آورد؛ با مرغ های آبی آوازخوانش .کنار استکان کمر باریک و نعلبکی گل گلی، پولکی اصفهان می گذارد؛ توی پیاله تاجیکی.می رود نان سنگک می گیرد و نخود و لوبیا و سبزی پاک می کند و آش رشته بار می گذارد.او بوی نعنا داغ و پیاز داغ را با هیچ عطری عوض نمی کند.از وانتی، سبزی خوردن تازه می خرد و پاک می کند و تربچه نقلی و پیازچه را ها گلچین می کند و از زرشکیِ  تربچه ها و سفیدیِ پیازها شادی و شور می چیند.زیتونِ سوغات لاهیجان و گردوهای باغ آهار و پنیر خانگی هم  در پیشدستی سفالینش می گذارد.و دل می دهد به صورتی گل کوکبی که پیازش را خودش کاشته و آن برگ های سبز و عنابی بوته زرشک که در گلدان شیشه ای قدیمی اش گذاشته است.هر آدمی مادربزرگی دارد که به وقتش برایش قصه می گوید، مَتَل و حکایت و خاطره تعریف می کند؛ شعر و ترانه و لالایی می خواند.من چنین مادربزرگی ندارم.مادربزرگ هایم سالهاست که به رحمت خدا رفته اند؛ برای همین است که خودم مادربزرگ خودم شده ام.حالا سالهاست که ما، نوه و مادربزرگی هستیم که در یک پیراهن زندگی می کنیم.صفایی دارد مادربزرگانه زیستن.تو هم بلند شو...مادربزرگ خودت باش! + نوشته شده در دوشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 15:7 توسط sahar  | 

برچسب: نویسنده: آرمان رحیمی تاريخ: پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:16

باید سکوت کنی و به جای قانع کردنِ آدم ها ، استوار و مصمم ، مسیرِ هدف هایت را دنبال کنی ،بگذار تصور کنند نمی توانی ، که شدنی نیست و داری بیهوده تلاش می کنی !تو محدود به زمان و مکان و نظرها "نیستی" ،و برای مسیری که سختی اش را به جان خریده ای ، توضیحی به هیچکس بدهکار ... که پیروزی را فقط با عمل نشان می دهند نه با کلام ... بگذار آدم ها در دنیای محالات خودشان بمانند و زیر لب ، آیه های رکود بخوانند ، تو راه خودت را برو ... مادامی که به مقصد رسیدی ؛ خودشان مفهومِ توانستن را به چشم می بینند .و می پذیرند باورهایی فراتر از باورِ آنها هست که به اهدافی فراتر از اهداف آنها می رسد .و یاد می گیرند که بعد از این ، هیچکس را از دریچه ی توان و اعتقادات خودشان قضاوت نکنند .جسورانه بایست و فاتح قله های محال باش ...فراموش نکن ؛دنیا به آدم های بلند پرواز و اتفاقات تازه نیاز دارد ! + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۴۰۱ ساعت 9:20 توسط sahar  | 

برچسب: نویسنده: آرمان رحیمی تاريخ: پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:16

من هنوز هم میخندم. هنوز گنجشکهای آبیِ آرامشم را دانه میدهم و درختهای سبز خیالم را آب، هنوز هم با تماشای ستارهها، در عمق سرزمینهای ناشناخته غرق میشوم. هنوز هم یک فنجان چای، حالم را بهتر میکند و یک کتاب جدید، مرا به هیجان وا میدارد. هنوز هم موزیک و فیلمهای خوب، خوشحالترم میکنند و روح سرسخت و بیقرار مرا بسان کودک سرخوشی به شیطنت وا میدارند.من هنوز هم با محبت یک دوست، جان میگیرم و با یک احوالپرسیِ ساده، هرچقدر هم که بدحال، خوب میشوم.من سخت نگرفتهام هیچ چیز را، زود و با تلنگری اگر دلم میگیرد، زود و با اشارتی هم خوب میشوم.من هنوز هم شبها با کهکشان و ستارهها حرف میزنم و در سرم خیالات سفینهای هست که بالاخره روزی مرا به ماه خواهد برد.من مقهور غمها نیستم! دوست دارم جوری دلخوشیهام را بغل بگیرم و از سیلاب حوادث روزگار بیرونشان بکشم که سپاه رنجها، انگشت به دهان بمانند.دوست دارم جوری زندگی کنم که مرا در طلوع و نور و خوشبختی جستجو کنند نه در اندوه. که در طعم شیرین و بکر خوشههای انگور باشم و در جسارت گیاه و در صلابت کوه.که هر زمان پاییز شد و باران زد و خیابان مست شد، یاد من بیفتند.که هربار بهار شد، روی شاخههای سبز هزاران درخت، تکثیر شوم... + نوشته شده در دوشنبه پنجم اردیبهشت ۱۴۰۱ ساعت 23:28 توسط sahar  | 

برچسب: نویسنده: آرمان رحیمی تاريخ: پنجشنبه 29 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:16

صفحه بندی